آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

اورتور

#قالب_دوست_داشتنی_م_:)
آدم گاهی نیاز داره خیال کنه که قوانین زندگی تو این دنیا در حق اون صدق نمیکنه، این هم یه جور دلخوشیه، که برای مدتی فکر کنی با بقیه فرق داری

 


دریافت

سه دقیقه و چهارده ثانیه از وقتتون رو میخوام
که به قطعه بالا گوش بدین
ترجیحا با تمام و کمال حواس و آرامش بدور از هر نگرانی و دغدغه
و تصورات و افکار و دنیایی که موقع گوش دادن توش هستین رو, برام بنویسین
و در نهایت حال کلی تون بعد از گوش دادن کامل
 

  • ۰
  • ۹۷/۰۲/۱۲

۹ نظر

چه خوب بود. 
تا آهنگ پلی شد تو ذهنم یه دختر نقش بست با لباس باله‌ی سفید که آروم پاهاش از زمین جدا شد و رفت تو آسمون‌ها و از زمین دور شد. دیدی تو فیلم‌ها؟ از بالا به زمین نگاه کردن رو؟ اونجوری.  بعد یهو تو یه سالن بزرگ مشغول رقص دیدمش. اوج گرفت. چرخید. رفت بالا. و وسطاش یه همراه اومد براش‌. یه پسر. نمی‌دونم چرا افتادم تو همچین تصویری. جاهایی که اوج می‌گرفت دوربین ذهنم دور می‌شد. مثلا از رو سقف رقصشون رو می‌دیدم. بعدش دوباره می‌رفت نزدیک.جالب بود برام. تهش هم آروم نشستن رو زمین. سرشون پایین. دستاشون با حالت خاصی کنارشون و... .

حال کلی: آرامش :)
پاسخ:
مرسی که گوش دادی و وقت گذاشتی و نوشتی برام :) :* 
این چند روز که دارم رو چند تا قطعه متفاوت ازمایش میکنم, به دستاورد های جالبی رسیدم. تموم شد, در جریان میزارمت:)
من صدای جاش گروبن میاد تو گوشم، که روی این آهنگ میخونه:

اگر تو فقط برای یک روز در چشمان من بودی
زیبایی چشمان پر از شادیت که من میبینم رو میدیدی
اگر تو فقط یک روز در قلب من بودی 
می فهمیدی چی می شنوم، وقتی تو منو محکم در آغوش داری
اگر تو فقط یک روز در روح من بودی 
چیزهایی که در من هستند رو می شناختی
که من در هر لحظه ی با تو بودن، عاشقتر میشم 
E cio che provo e 
Solamente amore...
پاسخ:
:)
مرسی فائزه که وقت گذاشتی :) 
البته فک میکنم منظورت این بود که فارغ از سینما پارادیزو و احوالاتش، یه فانتزی ای با آهنگ بسازیم :))

من نمیدونم نسخه ی پرلمن رو بیشتر دوس دارم یا جاشوآ بل :-؟ اولی ارجینالتره و دومی چون ووکال داره دستش بازتر بوده تو خلاقیت
پاسخ:
کاملا درسته 
میخواستم Chopin Nocturne پرلمن رو بزارم 
نمیدونم چرا اینو گذاشتم اما بعد دیدم منظورمو و چیزی که میخوام بفهمم رو هم میتونم رو همین پیاده کنم:)))

ولی من پرلمن رو ترجیح میدم. در هر شرایطی :)) 
یه فضای اپراگونه توی ذهنم میاد. یه خانمی که داره خیلی ریتمیک و آروم سرتاسر سن رو طی می‌کنه و می‌رقصه. 
یا حتی حس کسی که نشسته روی یه تیکه ابر. ابره هی اینور اونور می‌بردش. یه نسیم آرومیم می‌وزه.
حال و هواش شبیه آلبوم جاده ابریشم بود.
پاسخ:
و من بسی زیاد زیاد ممنونم. خیلی :)
اولش به خاطر فیلمش یاد سینما پارادیزو افتادم. پیرمردی سوار بر دوچرخه, اون پسر کوچولو توی سالن سینما...
بعدش که ذهنم فارغ شد یاد آرزوهای از دست رفته و تنهاییم. تنهایی, آره تنهایی...
پاسخ:
من این فیلم رو ندیدم واسه همین نمیدونستم موسیقی یک فیلم بوده
من ممنونم که وقت گذاشتین و گوش دادین :)
اینو گوش کن

چون سینما پارادیزو رو دیدم سخته یاد چیزی غیر از ماجرای فیلم بیفتم.
یه زن و مرد ک بعد از کلی وقت همو میبینن. یه نصف روز باهم میچرخن و اخرشم بای بای
بقیش همون چیزیه ک ابوالفضل گفت، وقتی ذهنش فارغ شد
پاسخ:
اممم.. 
برام جالبه این فیلم. باید بزارم توی لیست فیلم هایی که خواهم دید :)

اینو گفتم
http://bayanbox.ir/info/3587153793732383148/Naoko-Terai-Nuovo-Cinema-Paradiso
پاسخ:
با اجرای کدوم نوازنده سولیست ئه؟ نمیدونین؟
به نظرم یکی از بدی های تصویر همینه.
خلاقیت تصویر ذهنی رو میکشه. یا حداقل پرهاش رو میبنده.

یبار با یکی از دوستام رفته بودم کتابفروشی، بعد یهو دریاچه ی قو پخش شد. دوستم شروع کرد به توصیف تصویر ذهنیش از آهنگ، که یه دریای طوفانیه و بادبانهارو میکشن و همه تو کشتی اینور اونور میدون که نجاتش بدن اما کشتی غرق میشه و کم کم به ته آب میره و فلان...
و من داشتم غبطه میخوردم که چرا فقط همون تصویر قوی سفید و سیاه و شاهزاده و اینایی که چایکوفسکی _و اون افسانه ی آلمانی ای که داستان رو ازش اقتباس کرده_ بهم خورونده تو ذهنم میاد :( 

+آهنگ بالا رو هم Naoko Terai اجرا کرده :دی
با اجازه ی صاب کامنت البته 
پاسخ:
:)
#کامنت_جذاب
اروم میکنه قلبم رو و همراه باهاش یه حسی بهم میده، مثل دلهره یا بیقراری یا چیزی شبیه به این که نمیتونم درست به کلمه بکشمم. این اهنگ  در کل برام مزه جدایی میده. تصویر ذهنی ای که برام میسازه هم یه چیز واحد نیست؛ یه تصویر از علفزارهاییه که باد شدیدی بهشون میوزه و اون ها کاملا به سمت جلو متمایلن و بعد به سرعت این تصویر از بین میره و تصویر جدا شدن برگ خشکی از یه درخت میاد تو ذهنم، برگ همراه با باده و تو باد مبپیچه. حسی که همراه هست و لمسش میکنم، حس وجود باد و سیر تجربیات اونه، هر چند که تصویری ازش ندارم. اخر اهنگ هم اون مزه جدایی تبدیل میشه به ارامشی که بعد مدت ها تو یه جدایی هست، نمیدونم چطور بگم، انگار دو طرف جداشونده به یه ارامشی میرسن.

پاسخ:
چشم قلب چشم قلب 
مرسیییییی 
مرسی زیاددد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی