بخوابیم اقا، بخوابیم، اونقدر بخوابیم که وقتی بیدار شدیم چیز زیادی یادمون نیاد، بعد دوباره برای اولین بار حرف بزنیم, غرور و تعصب بخونیم، بابالنگ‌دراز ببینیم، سعدی و حافظ حفظ کنیم، نون پنیر گوجه‌ی عصرونه بخوریم و فکر کنیم چقدر از آدم پولدارا خوشبخت‌تریم، باز موقع بیرون رفتن تیپ بزنیم و ادای توجه نکردن به اطراف دربیاریم، دلمون بلرزه و باور کنیم یکی از همون قصه قشنگای فیلما الکی الکی برامون اتفاق افتاده، قهر کنیم و مطمئن باشیم میان سراغمون و نمیذارن بیشتر از این غصه بخوریم، هی نگاه کنیم و خیال کنیم، هی خیال کنیم و باور کنیم، هی باور کنیم و غصه بخوریم و خیال کنیم و منتظر باشیم، و اونوقت، وقتی که به اندازه‌ی کافی منتظر موندیم، دوباره بخوابیم..........