آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

اورتور

#قالب_دوست_داشتنی_م_:)
آدم گاهی نیاز داره خیال کنه که قوانین زندگی تو این دنیا در حق اون صدق نمیکنه، این هم یه جور دلخوشیه، که برای مدتی فکر کنی با بقیه فرق داری

از ساعت 8 دارم سعی میکنم بنویسم امروز رو , اما واقعا نمیتونم. به معنای واقعی کلمه نتوانستن. اونقدر خوب بود که نمیتونم توصیفش کنم:)
این مواقع است که آدمیزاد نه قلمی برای نوشتن دارد نه صدایی برای حرف زدن. همه ش را خلاصه میکند در لبخند های طولانی:)

برای تک تک تون لبخندهای طولانی آرزومندم. از ته ته ته ته قلبم :)

  • ۵
  • ۹۶/۱۰/۱۱

۱۲ نظر

  • פـریـر بانو
  • امروز همش به فکرت بودم. حتی تو حموم داشتم فکر می کردم بیام ازت یه خبری بگیرم ببینم اوضاع درس و ساز چطوره :))

    خوشحالم بابت لبخندات رفیق جانم. الهی که همیشگی باشه این حال خوب... :*
    پاسخ:
    حریر صب یادت بودم. خیلی صب بود ولی, ترسیدم زنگ بزنم پاشی بیای سراغم بگی خواب بودی
    درس و که نپرس. داغان:D
    به قول آقای گوهری که نوشته بود. ناامید شدم اما همچنان دارم میخونم. اینو فک کن من نوشتم الان.
    اما ساز خوبه:)

    قشنگ ترین حریر دنیا... :*
  • פـریـر بانو
  • عزیزم! حالا جدی جدی هم خواب بودما! دیشب تا چهارونیم بیدار بودم و صبح تا ده خواب :/ آمار فاجعه‌باریه :|
    حالا منم امشب میخواستم زنگ بزنم گفتم شبه شاید مهمونی ای چیزی باشین. خیلی خوبیم ما :)))

    می‌دونی لیلا؟ دیشب داشتم نوشته های دوران کنکورو مرور می‌کردم. نوشته های کوتاه‌ درد دلی. مثل این وبلاگای مینی مال‌. اون روزا اصلا خوب درس نمی خوندم. ولی ته هر نوشته ای اینجوری بود:
    + با اینکه خوابم برد و نتونستم بخونم ولی نا امید نمیشم.
    + امروز نتونستم درس ۶ ادبیات رو تموم کنم ولی فردا حتما جبرانی میذارم، کنکور در مشت ماست!
    + آزمون امروزو خراب کردم. خراب به معنی واقعی کلمه. حالم بده. ولی من کوتاه نمیام. می جنگم بخاطر ادبیات
    + تو می‌تونی حریر! به ادبیات می‌رسی. من بهت ایمان دارم رفیق.

    خلاصه یه همچین وضعیتی داشتم. الان لبخند می‌زنم. و به خودم میگم آفرین که تو بدترین شرایط و حتی اوج درس نخوند‌ن‌ها از خودت نا امید نشدی. ینی می‌خوام بگم تو هم اینطوری باش لیلا. خب؟ قربونت بره حریر...

    میگی ساز خوبه حال منم خوب میشه. انگاری ته دلت یه نسیم خنکی بپیچه با عطر بهارنارنج. تصورش کن! عالیه...

    مهربون ترین و دوست داشتنی ترین لیلی دنیا... :*
    پاسخ:
    خیلی خوبببب :))

    میدونی حریر. دقیقا نمیدونم دارم چیکار میکنم, نزدیک 15 روز هم از دی ماه گذشته ولی اصلا فکر منسجمی ندارم. پشت کنکور موندن زجرآوره. میدونم با همه اینا ناامیدی معنی نداره اما وقتی با بچه هایی پشت کنکوری روبرو میشم که از درس خوندن حرف میزنن, از کنکور عملی حرف میزنن واقعا احساس میکنم تمام آینده رو از دست دادم
    ولی اینارو که خوندم با خودم میگم: لیلا چرا انقدر سخت میکنی کنکورو؟ اصن سخته. باشه. هنوز 5-6 ماه مونده و نباید از الان اینهمه داغون بشم حالا کلی راه هست.
    نمیدونم قراره چی کار کنم با کنکور 97 :|

    حریر. مرسی :)
    کلی خوشحال شدم که روزت عالی بوده ^_^

    لبخندهات همیشه عمیق و مهربون و شیرین باشه لیلای بی‌همتا :)
    پاسخ:
    مهربان:)
    مرسی کلی. مرسی زیاد
    من قدرشناسم. خدایا ممنونم بخاطر این دوستان خوب و تکرار نشدنی در زندگیم:)
    همیشه شرایط و روزگار اطرافیانم حتی کسی که هیچ حسی بهش ندارم روم تاثیر میذاره. الان ناخودآگاه ته دلم شاد شاد شد. :)
    همیشه عالی باش
    پاسخ:
    این همه خوب بودنت حسادت برانگیزه پری. جدی میگم

    ته ته دلت همیشه شاد:)
  • آقاگل ‌‌
  • من به طور تصادفی امروز رفتم کتابخونه و وقتی که اومدم بیرون ماه تازه طلوع کرده بود. خیلی صحنه قشنگی بود. بخصوص که بافت اون منطقه قدیمی و تاریخیه. شده بود شبیه این عکس‌های نت :)) حیف دوربین همراهم نبود. 
    پاسخ:
    چرا انقدر دوربین تون رو نادیده میگیرین. یکم توجه کنین بهش
    یه حالت بین روز و شب میشه در حالی که ابرها در آسمان پرواز میکنن و ماه هست و شب هم تاریک نیست. اصن خیلی خوبه:)
    یه روزایی هست تو زندگی هر آدمی که نقطه ی عطف...

    روزی که نقطه ی عطف باشه توش یه اتفاقی افتاده که میتونه الزاما

     یه اتفاق بزرگ نباشه،البته بزرگ که میگم از منظر ابعاد مشغولیت ذهنی منظورمِ،

    فقط کافیه که عمیق باشه درست مثل یه لبخند که خیلی به دل آدم میشینه،

    یا یه صدای پر انرژی که پژواکش تا مدت ها توی ذهنت میچرخه،

    یا حتی میتونه سکوت های پشت سر همی باشه که آدم از میونشون هزارتا دلیل

    کوچیک کوچیک و ساده واسه ی ادامه ی راه پیدا میکنه....

    یه وقتایی یهو یه جا،تو یه لحظه بهترین تقاطع  عالم رخ میده...

    مثلا ماه تو آسمون کامل میشه و آدم به انرژی فکر میکنه که همون روز

    از داشتن یک آدم دوست داشتنی و شفاف بهش رسیده...

    اونوقته که اون روزش میشه مصداق همون مثلی که میگن ((امروز دور دور مائه...))

    آدم دلش میخواد هی زمان براش کش بیاد و اون شب ماه همون جوری کامل

    تو آسمون ابدی بشه...

    آدم بدجوری به این نقطه عطف ها نیاز داره که بچسب به این زندگی لعنتی،

    که توی تنهاییش وقتی از زمین و زمان دلش پُره زیر لب با خودش نجوا کنه:

     همه ی سختی این روزا یه طرف،

    ((اما خداییش اون نقطه عطف چقدر به دلم چسبید...))

    پاسخ:
    11 دی نقطه عطف بود برام. یک نقطه عطف خیلی خوب
    فک کنم تا یکی دو هفته حالِ خوب همون نقطه عطف رو داشته باشم:)
    مرسی شگفت انگیز
    :)

    منم داشتم میرفتم سر کار عصر ماه رو دیدم گنده گنده خیلی چسبید و لذت بخش بود
    پاسخ:
    تازه این نصف قضیه ست. نصف دیگه ش میشه 11 بهمن:)
  • פـریـر بانو
  • خب ببین کم نیار...خودتو نباز... تو تلاش خودت رو میکنی و نتیجه اش رو می گیری... به دیگران کاری نداشته باش اصلا...نگاشون نکن... ببین...من همکلاسیم از سال سوم شروع کرد به خوندن برای کنکور. سال چهارم هرکتابی رو ۲۰ دور خونده بود. قشنگ آماده‌ی رزم! مثلا من اگه می خواستم به اون توجه کنم باید میفتادم می‌مردم! من نمیتونستم مثل اون باشم. ولی میتونستم مثل خودم باشم. هدفمو می‌شناختم. میدونستم چه رتبه‌ای لازمه تا برسم بهش. به تناسب همون درس خوندم. تو هم همین کارو بکن. کم نیار‌. تا جایی که میتونی تلاش کن‌. همین. مهم تلاش توئه. بذار آرزوهایی که قراره برات خاطره شه زودتر خاطره شه‌. خب؟ هنوز کلی وقت داری برای خوندن لیلای قشنگ :*
    پاسخ:
    بزار بشمارم..
    4 بار. آره. الان 4 باره دارم اینو میخونم

    مرسی. مرسی حریر. مرسی که اینقدر خوبی:)
  • פـریـر بانو
  • عزیز دلم... 
    تکنولوژی رو باید ریخت تو جوب وقتی الان نمی‌تونم دستمو دراز کنم و از همینجا بغلت کنم...

    گفتم خوبی از خودته‌هااا! من هیچ کاری نمی‌کنم. فقط دارم یادآوری می کنم که چقدر راحت میتونی آرزوهاتو زندگی کنی... :*
    پاسخ:
    عزیزم... :)

    دارم به این فکر میکنم که میشه. همه چی امکان داره و اونقدر که من فکر میکنم محال نیست:)
  • بامبـو ❧☘☙
  • امیدوارم همه ی روزات اینقدر خوووووووووووووب باشن دقیقا با همین کشش :)))
    چقد اینجا دوستای خوب زیادن برای هم :)
    خوشا به حالت لیلای جان :))
    پاسخ:
    بامبوی عزیز :)
    مرسی. مرسی. یه دنیا ممنونم:)
    تو هم جزو دوستای خوبی:*
    چرا خوش بحالم ولی؟ :) 
  • مسـ ـتور
  • چقدر دلم میخواد بنویسم براتون
    چقدر نمیتونم باشم!
    چقدر این بودن سخت شده...
    از صمیم قلبم خوشحالم که روزای خوبی رو پشت سر میذاری لیلا...
    با دل مهربونت دعامون کن روزای ما هم خوش شه...
    پاسخ:
    ببین کی اینجاست.... 
    میخواستم ازت چی بپرسم. آهان
    تو چرا نمی نویسی؟ چرا با بیان قهر کردی؟ 

    بنویس برام. میدونی چقدر خوشحال میشم اگه بنویسی؟

    می‌دونی چقدددر خوشحااالم که پیدات کردم؟ 

    دعا میکنم . از ته قلبم.... 


  • مسـ ـتور
  • عزیز دلم....
    اوضاع دل و ذهنم که بهتر بشه برمی گردم....
    تو هم میدونی که چقدر برام عزیزی؟ هوم؟
    پاسخ:
    باید که بهتر شه، هر چه زود تر :*
    می‌دونم. می‌دونم... :) 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی