شما را دعوت میکنم که امشب را بیخیال تمام امور شخصی و غیر شخصی, مهم و یا ضروری تان بشوید و تا صبح روبه روی ماه در آسمان بایستید و یک لحظه را هم از دست ندهید. با نزدیک ترین دوستِ عکاسی که در آن حوالی است لحظات را شریک کنید و برای عکس هایی که از ماه میگیرد گریه کنید.
اگر مثل من نزدیک ترین دوست عکاستان با شما 30 کیلومتر فاصله دارد, میتوانید یکی از قطعات دوره باروک را گوش دهید.
میتوانید یک خودکار و کاغذ بردارید و بنویسید و چنانچه مثل من هستید و قلم خوبی ندارید و اگر سعی کنید بنویسید مغزتان قفل میشود, ننویسید و فقط نگاه کنید و فقط لذت ببرید.

این هم از بی ذوقی مردم است دیگر... اگر در جایی بیرون از چهار دیوار ساز بزنی, مسخره و احمق و خنده داری, آنها نمیدانند که تو برای ماه ساز میزنی و خانه ما سقف دارد...
چنانچه مثل من محدودیت هایی مسخره دارید که اجازه نمیدهد بیرون از چهار دیوار برای ماه ساز بزنید و خانه تان هم سقف دارد, میتوانید جایی بیرون از چهار دیوار روی یک نیمکت بنشینید و فقط برای خودتان به ماه نگاه کنید, حال خوب کن است . البته اگر مثل من هستید و با دیدن ماه حال عجیب غریبی دارید, آنقدر عجیب که میتوانید گریه کنید, من توصیه ام این است تلاش کنید به این که چطور میشود به ماه سفر کرد فکر کنید و نگاه کنید به ماه. به اینهمه قشنگی و زیبایی... به اینهمه احساس..

چه میگفتم..
آهان
من شما را دعوت میکنم به هر مکانی که روبروی آسمان باشد صرف نگاه کردن ساعت های طولانی به معشوقه...