آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

اورتور

#قالب_دوست_داشتنی_م_:)
آدم گاهی نیاز داره خیال کنه که قوانین زندگی تو این دنیا در حق اون صدق نمیکنه، این هم یه جور دلخوشیه، که برای مدتی فکر کنی با بقیه فرق داری

جوهر و مرکب هام تموم شدند.
هفته پیش پاساژ نزدیک خونه رو کلا وارسی کردم, دریغ از یدونه حتی ...
امروز رفتم همون مغازه ای که از بچگی هر کتابی میخواستم برام تهیه میکردن, همون پیرمردی که همیشه یه عینک گرد داشت. خیلی سال بود نرفته بودم اونجا ولی شناختم و حتی اسمم گفت.
بعد کلی احوال پرسی گفتم جوهر میخوام. جوهر خطاطی
لبخند زد گفت: از وقتی تو نیومدی جوهر ببری همینجوری مونده همش, نگرانت بودیم
خندیدم. گفتم: همه این مدت بابا زحمت کارام رو میکشید و برام جوهر میخرید
گفت: همه جوهرا خراب شده , این یکی رو ببر فک نکنم زیاد به درد بخوره. اما تا آخر این هفته شاید بتونم برات پیدا کنم
گفت: دیگه هیچ کارخونه ای مرکب و قلم نمیزنه. چون یه چیز اومده به نام "الخطاط "

گفت: هر چند کسی الان پیگیر این چیزا نیست اما با الخطاط هم تمیز تره هم قطع نمیشه و کلی ویژگی...

گفتم: من ولی مرکب میخوام. الخطاط ها احساس ندارند...

لب خند زد. گفت اصلا عوض نشدی

  • ۵
  • ۹۶/۰۹/۱۱

۶ نظر

:( :|
باز خوبه پیرمرده بااحساس مونده.
پاسخ:
اوهوم :) 
  • آقاگل ‌‌
  • راستی سه دسامبر از آنچه در آیینه می‌بینید به شما نزدیک‌تر شده ها. :-)

    پاسخ:
    آقاگل :)
    امشبه. کلی زیاد حالم خوبه :) 
    اینکه شما به جای همشون کیفیت رو حفظ کردی خوبه دیگه...خوب نیست؟
    اصلا مگه میشه آدم صریر قلم رو روی کاغذ نشنوه و لذت ببره؟
    خط خوبه...(گل)
    پاسخ:
    خوبه. اما خب نباید اینهمه احساسات بمیره... 
    :)
    خیلی دلم میخواد با قلم و مرکب بنویسم...
    شنیدی میگن وقتی سوار ماشین شدی به جای من بوق بزن؟!
    الان منم میگم وقتی دست به قلم شدی یه بیت از طرف من بنویس... (البته اگه زحمتی نیست)
    پاسخ:
    چشم. خیلی هم باعث افتخاره. خیلی:)
    میفرستمش برات:)
    مرکب اینام داغونه فعلا. فک کنم تا آخر این یکی دو هفته درست شه:)
    دنیا غریب شده. شایدم ما آدما بوی غربت گرفتیم.
    پاسخ:
    ما بوی غربت گرفتیم... شاید.. هوم..
    واااای خیلی تشکرررر (:
    بسی خوشحال شدیم (((:
    پاسخ:
    خوشحالم :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی