یک خانه که در انحصار کلی درخت تنومندست و از پنجره به بیرون نگاه کردن لذتی دارد که اقامت در بهشت هم ندارد. حاضرم حتی سر این موضوع شرط ببندم. درخت های روبرو با فصل برگ های نارنجی

پنجره های بی پرده. پنجره های بزرگ در فاصله ای کم از سطح زمین تا همان فاصله کم از سقف. شب هایش هم دوست داشتنی اند, قطعا! تصور کن. پنجره ای درست رو به ماه... 

یک صندلی چوبی. یک پوپیتر. یک چلیست. یک سونات از موتزارت. یک روز سرد پاییزی. یک رکوردر.

دقیقا همان میشود که من دوستش دارم. خودِ خودش...