آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

اورتور

#قالب_دوست_داشتنی_م_:)
آدم گاهی نیاز داره خیال کنه که قوانین زندگی تو این دنیا در حق اون صدق نمیکنه، این هم یه جور دلخوشیه، که برای مدتی فکر کنی با بقیه فرق داری

آخرین پارتیتورها

هر کسی برای کاری ساخته شده. همه چیز به ذات درونی آدم برمیگردد. کسی که ذات درونی اش در ورزش است نمیتواند یک بازیگر خوب (حرفه ای) باشد. کسی که ذات درونی ش نویسنده است نمیتواند یک عکاس خوب (حرفه ای) باشد. کسی که ذات درونی ش پزشکی است نمیتواند یک نوازنده خوب (حرفه ای) باشد.

حتی با کلی تمرین؟ تلاش؟ از کجا این ذات درونی پیدا می شود اصلا؟ تا چه اندازه ناممکن وجود ندارد؟ پس این وسط تکلیف اراده و اعتقادمان چه میشود؟

  • ۰
  • ۹۶/۰۸/۱۶

۱۰ نظر

طرز تهیه غذای کمکی نوزاد – استانبولی (بعد از ۱۲ ماهگی) مواد لازم: ۲ قاشق برنج ۱ لیوان آب سبزیجات پخته شده ۱ عدد گوجه‌فرنگی تازه […]


طرز تهیه غذای کمکی نوزاد – خوراک سریع مرغ (۹-۱۲ ماهگی) مواد لازم: ۳ قاشق چای‌خوری (۲۰ گرم) کره یک دوم فنجان (۶۰ گرم) تره فرنگی […]


طرز تهیه غذای کمکی نوزاد – ماکارونی با حبوبات (بعد از ۱۲ ماهگی) مواد لازم: ۱ عدد هویج ۱ عدد سیب‌زمینی ۱ عدد کدو ۱ قاشق […]

پاسخ:
:|
مرسی از پاسخ سازنده
با تمرین و تلاش می شه به همه چیز رسید ولی برای عالی شدن توی هر کاری باید استعداد هم داشت...
پاسخ:
پس علاقه تقریبا یه چیز الکیه
اتفاقا علاقه اولین چیزی که نیازه...بعد از این که اون چیزی رو که دوست داری انتخاب کردی تلاش تمام چیزیه که بهش نیاز داری تا توی اون کار عالی بشی...هرچقدر تلاش کنی همونقدر بدست میاری...
پاسخ:
میگه: مثلا اگه ذات درونی یه آدم نقاش باشه. اون آدم هر چقدر هم تلاش کنه نمیتونه یه نویسنده باشه. چون از عمق وجودیش نقاشه نه نویسنده. حرفم اینه که علاقه اینجا جایی نداره چون وقتی طرف علاقه داره نویسنده شه ولی ذاتش اینه ک نتونه قلم خوبی داشته باشه. تهش با کلی کلاس میتونه یه چیزایی رو خلق کنه. یا مثلا میگن وقتی یه کاریو هی انجام میدی نمیشه لابد در ذات ت نیست که بتونی اون کارو انجام بدی
نه علاقه الکی نیست. اگه اون فیلد و زمینه ی کاری رو به نوع جاده, استعداد رو به نوع اتومبیل, تلاش رو به سوخت ماشین, خوش شانسی رو به وضع آب و هوا, برنامه ریزی رو به مهارت رانندگی و تشبیه کنیم. علاقه می شه استارت ماشین! همه ی این ها باشه استارت خراب باشه ماشین راه نمی افته!
پاسخ:
خب چجوری یکی وقتی نمیدونه استعدادش چیه بهش علاقه داشته باشه؟
 
+ بهترین مثالی بود که میتونستم باهاش یکم افکارمو جمع کنم . بهترین چیزی که میشد گفت
میگم اون پاسخ اول نوشته به بچه استانبولی بدید یعنی؟
شما بین علاقه و استعداد ذاتی میخواید انتخاب کنید...هردو بدست اومدنیه...اما به نظر من موفقیت توی علاقه است چون علاقه چیزی رو درون آدم ارضا میکنه که هیچوقت چیزی که ذاتی نمیتونه...دلیلش هم اینه که برای رسیدن به علایق راه سخت تری رو ممکنه سپری کنید در حالیکه چیزی که ذاتی ممکنه با کوچکترین تلاشی بروز کنه...
این که آدم بتونه دوست داشتنی ها و علایق و جهانبینی ش رو به زندگی القا کنه خیلی سخته اما خیلی خیلی شیرین هم هست...
من مدیریت خوندم چیزی که توی خانواده ی ما ذاتی بود هممون نه این که مدیر باشیم اما حساب و کتابامون ذاتی خوب بود... با اینکه حالم از کار با اعداد بهم میخورد اما خوب بلدش بودم... الان کارمم با حساب و کتاب و ایناست اما لذتش کجاست؟دوباره شروع کردم به درس خوندن اینبار علاقه...خیلی از رشته ی مدیریت سخت و پیچیده تر اما برای من جذاب و مطمئنم از مدیریت بیشتر توش موفق میشم چون واقعا عاشقشم...
مثال زدم که واضح باشه وراجی شد ببخشید.
پاسخ:
از قرار معلوم. بله.
همه چی شک برانگیزه. حتی خود چیزی به اسم ذات. باید بیشتر فکر کنم

این چه حرفیه. ممنون که وقت گذاشتین نوشتین برام:)
این نشناختن استعداد و یا حتی لج بازی و به اون راه زدن خودمون که نه استعداد من این نیست اونه. مشکل من هم هست...
پاسخ:
فک کنم قسمت اعظمش نشناختنه. مثلا شاید الان تو یه روستای دور افتاده دختربچه یا پسر بچه ای استعداد آهنگسازی داشته باشه. استعدادی از نوع استعدادی که بزرگان این حرفه داشتن. ولی شاید هیچ وقت اصلا اون شرایط براش پیش نیاد که بفهمه اصلا تو چی استعداد داره
تهش هم احتمالا کلی ناراحت باشه که چرا هیچ استعدادی نداشته...
فک کنم مشکل 90 درصدمون همین باشه...
بنظر من ذات درون، علاقه، استعداد، تلاش هیچ کدوم راه صددرصد موفقیت نیستند، درکنار هم که میشه غایت عالی ولی خب الزاما قرار نیست کنار هم چفت بشن و نتیجه بدن.
در کنار اینا یه گزینه سماجت هم هست که درهرصورت لازمه!
پاسخ:
پس درواقع میتونیم بگیم هیچ قانون ثابتی نداره و شاید چیزی که در مورد یه نفر صدق میکنه در مورد یکی دیگه کاملا برعکس باشه
هوممم...
با سماجت هم موافقم...
آره تقریبا موضع من این شکلیه :)
دخترم اون دومی تکراری رو هم حذف کن، عاقبت بخیر شی ننه. *_*
پاسخ:
باشه باشه :)
دقیقا, دقیقا... 
ولی خب توی این دوره زمونه راحت تر می شه استعدادها رو شناخت. مثلا من فهمیدم توی خیلی زمینه ها استعدادی ندارم با امتحان کردنشون و ...
پاسخ:
خب تناقض به وجود میاد اینجوری
خیلی چیزا هستن ک مطمئنم حتی بهش فکر هم نکردین
به نظرم چیزی به اسم ذات برمیگرده به مثلا دوران کودکی. ذات یه چیز فوق ماورایی نیست. آدم خودش میسازتش. نه شخصا خود فرد. بیشتر خانواده نقش داشته

+ قرار بود خبر بدین وقتی خوندین. تا کجا پیش رفته؟
علاقه یه مولفه ایه که گاهی مارو از مسیرمون خارج میکنه، خود من حداقل به 20 تا چیز علاقه دارم و نمیتونم رو یه کار متمرکز شم. اما همون علاقه میتونه طرف رو توی یه جایگاهی تثبیت کنه. 
مثلا اگه یه چیزی برامون مشخص شده بود و همون رو از اول تا اخر زندگیمون انجام میدادیم، خب مسلما خیلی متمرکز تر و پر بازده تر بود، اما دیگه خلاقیتی تو هیچ کاری وجود نداشت. میشد ماشین. 

و خب خیلی وقتا علاقه و استعداد تو یه جهتن، مثلا من به نقاشی علاقه دارم استعدادشم دارم، فقط گشادم و تمرین نمی کنم. بعد یکی با تمرین زیاد از من خیلی جلوتر میره، و خیلی بیشتر هم کیف میکنه حتی اگر در نهایت به یه نقاش حرفه ای هم تبدیل نشه، اما در حد خودش کار انجام میده و لذت میبره. و بنظرم همینه که اهمیت داره، که طرف قصدش این باشه که خودش لذت ببره، و هی خودش رو با ادمای بزرگ مقایسه نکنه  
پاسخ:
قصدش این باشه که خودش لذت ببره...

خیلی به فکر بردم. آدم تاثیر گذاری هستی:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی