آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

آچالیا

انگار هیچکس حواسش به عجیب‌بودن زندگی نیست، و اهلش که باشی بزرگترین ترس همینه، باور نمیکنی از صادق بپرس، هدایت

اورتور

#قالب_دوست_داشتنی_م_:)
آدم گاهی نیاز داره خیال کنه که قوانین زندگی تو این دنیا در حق اون صدق نمیکنه، این هم یه جور دلخوشیه، که برای مدتی فکر کنی با بقیه فرق داری

الگا: چرا همه چیز از هم می پاشه کی تو رو نفرینت کرده؟ ایلیا؟ چرا؟ تو که خوبی! باهوش و درستی... چرا باید بمیری؟ چرا؟ این چه دردیه که تو رو از تو می خوره؟

ابلوموف: ابلوموفیسم...


نویسنده: ایوان گنچارف

ترجمه: سروش حبیبی


+ چقدر چسبید. چقدر زیاد


  • ۳
  • ۹۶/۰۷/۱۸

۵ نظر

  • °° مریم °°
  • خوب بود. واقعا چرا همه چی از هم می پاشه؟
    پاسخ:
    خیلی کتاب شگفت زده کننده ایه :)
  • پسر مشرقی
  • مشتاقم کردی به خوندنش.
    پاسخ:
    آره بخونین پشیمون نمیشین:)
  • آقاگل ‌‌
  • متاسفانه نخوندم کتاب رو. و البته نمیتونم از روی دوتا جمله حرفی برای گفتن در مورد کل کتاب داشته باشم. مطمئنم قبل و بعد این مکالمه رویدادی بوده که روشن ترش میکنه. :)

    پاسخ:
    این کتاب شاهکار ادبی ئه جهانه:)
    باید بخونین ش تا بدونین چی میگم:)
  • °° مریم °°
  • "شگفت انگیز"هم میشه گفت. :)

    پاسخ:
    :)
    ابلوموفیسم همون گشادی خودمونه؟ :د
    پاسخ:
    ای بابا :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی