ماه همیشه براى من همون بهونه ى حواس پرتیه، هروقت خیلى توى فهم دنیا و قصه هاش میمونم به آسمون نگاه میکنم، دنیاى دیگه اى که درست جلوى چشممونه، حتما خدا خودش میدونست که زندگى روى زمین گاهى چقدر میتونه گیج کننده باشه، براى همینم یه ماه بالاى سرمون گذاشت

از خودم میپرسم همه چیز چقدر میتونست جور دیگه اى بشه؟ بعد به خودم میگم مگه همین جوریم که هست با نظم و ترتیب و برنامه ریزى هاى دقیق من بدست اومده؟ اونوقته که لبخند میزنم، احتمالا ازون قشنگاش، ازونا که خیلى سخت قابل دیدنه ولى باعث میشه صورت آدم آروم بنظر بیاد

بله همه چیز قدرى کجه و این تقصیر هیچکس نیست، بازم خدارو شکر که ماه هست و هر وقت دلم بخواد هر چقدر که دوست داشته باشم میتونم بهش نگاه کنم