١) پیراهن گل دار...که گل هایش ریز باشد و پراکنده...

این دقیقا همان چیزی است که همه می دانند با دیدنش عنان از کف می دهم! هرچقدر هم که می خواهد گران باشد و به هیچ کفش و لباس دیگری نیاید.

٢) آدم های نازنینی در زندگی ام دارم.در کنارشان، ابرها نشیمن من هستند و هم صحبتی با آن ها، نوتلا ترین طعم ممکن را به زیر زبانم می دواند.

٣) باری، بعد از چند بار پوشیدن یکی از پیراهن های گلریز و ویژه ام ، متوجه شدم که دیری است پشت یقه اش سوراخ شده است و معلوم هم نبود چند نفر دیده بودنش.مهم این بود که خودم بالاخره دیدمش. اول خجالت کشیدم. واضح است کسی خوش ندارد در مهمانی لباسش سوراخ باشد! 

٤) این آدم های نازنین ، زمان و بحران های مختلف ، دچار تغییرشان کرد.بهتر بگویم.آن ها همان چیزی بودند که از ابتدا بودند.اما بالا و پایین ها، طعم هم صحبتی با آن ها را برای من در اندازه ی طعم تک تک دچار افول کرد، و بودن کنارشان، سفتی تخت خواب های مسافر خانه های تاریک و سر راهی را یادآور می شد.

٥) بعد از کلی سرخ و سفید شدن در خلوت با پیراهن گلدارم، یک نفس عمیق کشیدم،خنده ای رو لبم نشست و بلند به خودم گفتم " خدایا خوب شد دیدم سوراخشو! " مهمانی های بعدی هم عیبی نداشت، می توانستم بروم و با همین خنده بگویم " وای بچه ها، دیشب دیدم اون پیرهنه بود گلداره، که چندبار پوشیدمش..."

٦) تک تک را با نوتلا اشتباه گرفته بودم ! اما از آنجا که نمی شود بروی روبه روی آن آدم های نازنین و بگویی ابر و تخت مسافرخانه با هم یکی نیست،و چقدر خرید نوتلا در برابر تک تک در خرج ماهانه ات تغییر ایجاد می کند، یک راه دیگری باید پیدا کنم. اسمش را گذاشتیم "حفظ فاصله" . همان طور عمل می کند که نخ سوزن برای سوراخ! همان قدر خوب است که دیدن سوراخ!


+سخنی با 19 مرداد در تقویم : یهو دلم اندازه 25 سال برات تنگ شد. تهش هم مث همیشه... سلام گرم ما را به خدا برسان و مراقب خودت باش. خیلی.